“سوغات تاشکند و بلخ و هرات و آوای رودکی”/جلال میرزا آقایی

همای گیلان:”اگر رودکی نبود، سعدی نبود، مولانا نبود، حافظ نبود!
ما امروز پس از هزاره ها معلوم نشد چه می شدیم، به کجا می رفتیم!
اگر شاعر نبود ، نویسنده نبود، موسیقی نبود، ما چه می شدیم؟ به کجا می رفتیم؟
اگر مهر و محبت و برادری نبود ما با درنده ها برابر بودیم..!”

جملات بالا از امامعلی رحمانف ،رئیس جمهور تاجیکسان می باشد که به مناسبت نوروز ابراز نمودند .از این نوای های دلنشین و در عین حال سوزان که فرزندان دور افتاده از آغوش وطن، که در جستجوی لالایی مادری که همان زبان و ادبیات فارسی می باشد در قسمتی از پهنه و گستره جغرافیایی گیتی که از فلات تبت و هیمالیا و تا شبه قاره هند و هفده اقلیم (هفده پیکر مام وطن) تا پشت دروازه های لینینگراد و استالینگراد و از باختر دور تا کنج ایوان پادشاهی اسپانیا هم کشیده شده ،همه و همه روزی مانند همین نوا و نفیر رحمانف ،عشق ورزی می کردند .هنر و زبان و ادبیات فارسی بسان سرداری فاتح ،مرزهای جغرافیایی و شهرها و پایتخت را با عمق و زیبایی خاص خودش ،درنوردید و از دریچه قلبها وارد شد و مانند اسطوره ای حماسی ،بر بلندای آرمان ها و آرزوها ، در طنین دل انگیز گویش ها ،محاوره ها و در بطن و متن ارتباط کلامی و لسانی ،این گستره جغرافبایی عظیم قرار گرفت .
از فرات تا هرات و از جیحون تا سیحون و از تبت تا تربت و از تاشکند تا سمرقند و از “دوشنبه “تا همه تاریخ ،این زبان اهورایی ِ فارسی بود که مختوم قلی ترکمنستانی را با امامقلی تاجیکستانی ،هم آوا و هم زبان و هم درد و فرزندان مام وطن کرد .
فرزندان اسطوره ای این زبان از ورای تاریخ ،با شاهنامه ها و با عشق ،این زبان را آباد کردند و از “عشق آباد ” تا ” استرآباد”، مام وطن را از یوغ اجنبی ،آزاد کردند و همه ی راز و اسرار ماندگاری این زبان ،در نفوذ و نغز و مغز و معانی دقیق و عمیق و عقیق آن نهفته است که حتی گوته شاعر آلمانی را مجبور به تحقیق و تحسین آن می کند .
امروز به مدد تکنولوژی ارتباطات و در ماندگی ایدئولوژی خرافات ،فرزندان این زبان و آیین مادری ،در هر نقطه از سرزمین های مام وطن ،یکدیگر را یافته و گر سلاطین یار شوند و نغمه ی امید ِ دیار شوند ،آنگاه همه راهها ،بهار شوند و “چاپار ها “،راهی “چاه بهار “شوند .
بزرگداشت و تعریف و تمجید از مفاخر و بزرگان ادب و عرفان و زبان فارسی ،از طرف رئیس جمهور تاجیکستان را باید به فال نیک بگیریم و آنرا نقطه عطفی برای رنسانس فرهنگ و هنر و ادبیات فارسی بدانیم که اینروز ها سخت بدان محتاجیم .
پیوند بین ملل ها و اقوام ها و تقویت روح همدلی و حفظ ارتباطات سیاسی اجتمایی در روابط بین الملل و گسترش حوزه های هنری ،ادبی ،فرهنگی در راستای منافع ملی ماست و می باید از
نفوذ و تاثیر زبان و ادبیات فارسی در شرق و خاور دور ،غافل نشویم.
به جرات و به هزاران دلیل و مصداق می توان ادعا کرد که دامنه نفوذ زبان و ادبیات فارسی ،نه تنها از مرزهای جغرافیایی بلکه از مرزهای فلسفی و علمی و اجتمایی و تبیین بنیان های محاوره ای هم گذشته است و اگر نبود نظم و ظرافت و لطافت منحصر بفرد آن ،شاید امروز در فهم و فحص آثار بزرگان ادب و عرفان ،مانند مولانا ،حافظ،سعدی ،نظامی ،عطار ،فردوسی ،و ……التذاذی وجود نداشت .

آری!
امامعلی رحمانوف با شراب ناب ِ زبان و ادبیات فارسی مست شد و او بدرستی می داند که از پاکستان ،افغانستان ،ازبکستان ،ترکمنستان ،تاجیکستان ،گرجستان ،آذر بایجان ،و از هیمالیا تا مرزهای شاخ آفریقا و از شبه قاره هند تا دروازه های اروپا ،برای بوی جوی مولیان و یاد یار مهربان ،قلب ها می تپند .

با کانال همای خبر همراه باشید.http://@homaygilanir

About مدیر خبر1

Check Also

رنجی که پایان ندارد/مهتاب ره

همای گیلان:روزی که قلم در دست گرفتم و نام خبرنگار بر خود نهادم عهد کردم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.