نگاهی به شیخ شهاب الدین سهروردی علیرضا مددی مژدهی پژوهشگر و فعال فرهنگی

اختصاصی همای گیلان:شهاب الدین یحیی بن حبش در روستایی در حوالی زنجان زاده شد ، شهرزوری تولدش را ۵۴۵ یا ۵۵۰ ق و سید حسن نصر ۵۴۹ ق نوشته اند .برای تحصیل به مراغه و اصفهان رفت و در آن شهرها حکمت ، منطق و فلسفه را آموخته و برای دیدار با مشایخ صوفیه ، شهاب الدین به سرزمین های متعدد اسلامی سفر کرد ، از جمله :به آسیای صغیر و سوریه و در یکی از مسافرت ها از دمشق به حلب با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی آشنا شد و در ۵۷۹ قمری نزدش ماندگار گردید .

او مبلغ نوعی حکمت بود که با آرای بسیاری از حکمای زمان خود سازگار نبود، مخالفان از ملک ظاهر خواستند سهروردی را به دلیل داشتن اندیشه‌های ضد دینی به هلاکت برساند ملک ظاهر استنکاف ورزید و معترضین به صلاح الدین متوسل شدن در نهایت به دستور پدر ملک الظاهر در روز جمعه ۵۸۷ قمری دستور قتل او را صادر کرد .
دلایل یا دلیل مرگ متنوع بیان شده است .در گرسنگی در زندان به واسطه روزه‌داری یا به ضرب و ضربه شمشیر، سوزاندن جسمش یا فرو ریختن دیوار بر سرش .

سهروردی در دورانی پر آشوب در شمال سوریه زندگی می کرد ،دورانی که منطقه شیعه‌نشین تحت سلطه اهل سنت در آمده بود و صلاح الدین قهرمان مبارزه با صلیبیان معرفی شده بود. در این زمانه که به واسطه جسارت و شمشیر صلاح الدین ایوبی و پیروزی‌های پیاپی اش بر مسیحیان علم اهل سنت را برافراشته بود جایی برای عرض اندام فیلسوف جوان ایرانی که پاره‌ای از گرایش های شیعی اش را آشکارا بیان می‌کرد باقی نمی گذاشت به ویژه اینکه جوهری از تفکر فلسفی و عرفانی اش مغایر با شرایط حاکم می نمود .

سهروردی جوان علاوه بر آشنایی با علوم قرآنی در سنتهای فکری یونانی ،زرتشتی ، هندی ، یهودی و مسیحی مطالعات عمیق داشته و فلسفه خود را حکمت خسروانی می‌نامید و با افزودن مقداری از میراث فکری حکیمان ایران باستان و برجسته سازی برخی از پادشاهان اسطوره ای ایران باستان ،بن مایه های متنوعی را علاوه بر قرآن مجید به سمع مردم عصرش رسانده بود .

می توان برجستگی‌ اسطوره ای تفکرش را معلول سه عامل دانست :
۱) تفکر جهان شمول و جامع ۲) جسارت در بیان ۳)
ابتکار در تلفیق دو شاخه حکمت فلسفی و عرفانی

همه کس طالب یارند چه هشیارند چه مست /
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

همان طور که گفته شد : دلایل اعدام شیخ شهاب الدین سهروردی متعدد بیان شده است دلیل هرچه باشد او در جوانی بی رحمانه کشته شد و عنوان شیخ مقتول و شیخ اشراق به او داده شد.

آثار سهروردی: تالیفات سهروردی دارای سبک متفاوت مشایی، عرفانی و اشراقی است. او اغلب در توضیح و تفسیر مبحث صرفاً فلسفی به سراغ داستان یا روایت عمیق عرفانی می‌رود.

بسیاری از آثارش توسط سید حسن نصر منتشر شده است ، هانری کربن در جبریل سرخ بخش های زیادی از آثار فارسی او را ترجمه کرده است.
لویی ماسینیون آثار سهروردی را مطابق دوره تألیف به سه بخش تقسیم کرده است ۱- آثار اولیه دوره جوانی ۲- تالیفات مشایی ۳- نوشته هایی که ترکیبی از اندیشه های ابن سینا و افلاطون است.

۲) تقسیم بندی دیگر در آثار شیخ مقتول چنین است :

۱- چهار رساله در اصول و عقاید: تلویحات، مقاومات، مطارحات و حکمت الاشراق
۲- آثاری که عمدتاً به زبان عربی و گاهی به زبان فارسی هستند و بیشتر توضیحاتی مفصل‌تر درباره چهار اثر فوق به شمار می‌رود :هیاکل نور الواح عمادی، پرتونامه، فی اعتقاد الحکما و لمحات یزدان شناخت و بستان القلوب
۳- آثار به زبان فارسی و به شکل رمزی و نمادین در قلمرو های اسلامی، زرتشتی، هرمسی، مانند عقل سرخ، آواز پر جبرئیل، قصه‌ای الغربه الغریبه، لغت موران، صفیر سیمرغ و …
هدف تنظیم آثار مزبور نشان دادن سفر روح به سوی اتحاد با خداوند و شوق فطری انسان برای کسب معرفت است.
۴- آثار فلسفی ترجمه از رساله الطیر ابن سینا، شرح فارسی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا، رساله فی حقیقه العشق و شروحی برای آیات از قرآن مجید و برخی از احادیث معصومین علیه السلام
۵-تعدادی ادعیه اوراد و اذکار که خودش آنها را واردات و تقدیسات آن نامیده بود. این تقسیم بندی مورد تایید هانری کربن و سید حسن نصر قرار گرفته است.

حکمت الاشراق:
اصلی‌ترین و شاهکار آثار شیخ سهروردی همین حکمت الاشراق است که در ۵۸۲ قمری نوشته شده است سهروردی بر این باور بود که محتوای این اثر توسط شیخ روحانی بر وی نازل شده است این حقایق و اسرار را روح القدوس در روزی عجیب دفعتاً بر نفس من القاء کرده و کتاب آن فقط در چند ماه صورت گرفت.

این کتاب عناصر مختلف سنت اشراقی را با خود دارد و تعالیم فلسفی و حکمی آن تأثیر عمیق بر قلمرو عرفانی و فلسفی باقی گذاشته است .

نویسنده در مقدمه کتاب آورده است :این کتاب از برای کسانی است که هم طالب حکمت ذوقی اند و هم جویای حکمت بحثی اندو نه متاله اند که خواستار ان نصیبی از این کتاب نمی برند
ما این کتاب و رموز آن را جز با کسانی که مجتهد متألهند یا طالب بحث نخواهیم کرد.

سهروردی بخش دوم حکمت اشراق را با وصفی از ماهیت نور و طبقه بندی موجودات گوناگون به اعتبار شفافیت شان و تقسیم به انواع متنوع، یعنی واجب و ممکن آغاز می‌کند و منشای عقل را نوری می داند که همه عقول را منور ساخته و نام نخستین امشاسپند بهمن را بر آن نهاد، در واقع بهمن نور اقرب و عظیم‌ترین نوری است که توسط نورالانوار آفریده شده و خود باعث پیدایش نور قاهره گردیده دوم امشاسپند اردیبهشت می گردد.
همچنین سهروردی در این اثر با بهره‌گیری از چارچوب فلسفی اشراقی به بحث کیهان شناسی مخصوصاً حرکات اجرام سماوی ،ادراک حسی و قوایی که روح انسانی را تشکیل می‌دهد، می‌پردازد و نیز معرفت شناسی اشراقی علم حضوری، تصفیه نفس، زهد، ریاضت در آن مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله اشکالات این اثر می‌توان به عدم وجود چارچوب و روال ثابت اثر اشاره کرد .

اشکال کار در نوشتار سهروردی این است که : نویسنده یک موضوع واحد را در چندین جا مطرح می‌کند خصوصاً مبحث نور که خیلی مهم نیز هست، در جای جای اثر آمده است، به قول امروزی ها، نویسنده هی از این شاخه به آن شاخه پریده و ارزش اثر را تا حدی آسیب‌پذیر کرده است.

با کانال همای خبر همراه باشید.http://@homaygilanir

About مدیر خبر1

Check Also

خبرنگاران مجرمان جهانی هستند/به قلم مهدی فخاری

اختصاصی همای گیلان:‌تقویم را که ورق می زنیم به روز ۱۷ مردادماه روز خبرنگار می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.