قسمت اول ” پیچیدگی مفاهیم در تحلیل و دیالکتیک نظام سرمایه داری “/جلال میرزا آقایی

اختصاصی همای گیلان:یکی از واژه های بزرگ در ادبیات تاریخی ،واژه ی قدرت و مفاهیم گوناگون آن در همه ی علوم می باشد .قدرت در فیزیک و علوم دینامیک ، عامل حرکت و عامل تحریک و عامل بازدارندگی می باشد ، اما تحلیل فلسفی آن در علوم انسانی و علوم اجتمایی و سیاسی از پیچیدگی های خاصی بر خوردار است که به سادگی علوم فیزیک و دینامیک نیست .

این واژه تاثیر و جاذبه و اغواگر روح و روان بشریت در طول همه ی اعصار بوده و هست و کمتر کسی را در تاریخ پیدا می کنی که میلی به تملک آن نداشته باشد .قدرت در تاریخ اساطیری ملت ها ، به تعدد و ازدیاد لشکر حاکمان و چکاچک شمشیر هایشان و زیر سایه نفوذ و میزان اراده ی صاحبان آن نهفته بود و با تحولات تاریخی ،با انقلابات و با نزاع و جنگ ها ، گاه به گاهی دست به دست می شد و با ورود عوامل متعدد در قرون متمادی ، پارامترهای مهمی ، در قالب نماد قدرت ظاهر شده اند .
انقلاب فرانسه ، فارغ از مفاهیم آزادی خواهی و نفی اندیشه های پوسیده و خرافی کلیساها ، نماد ستیز اندیشه های جدید الورود سرمایه داری با فئودالیسم حکومتی بود .
قدرت سرمایه که حاکی از تجارت و دادو ستد بازرگانان و دریانوردان و اضمحلا قدرت فئودالی که به زمین و برده داری متکی بود ، میدان بازی بسود سرمایه داری بازرگانی رقم خود و جالب اینکه ، اندیشه های آزادی خواهی هم به کمک سرمایه داری بازرگانی شتافتند .
انقلاب فرانسه ، نماد لیبرالیسم (اندیشه آزادی خواهی ) و نماد ورود واژه ای به عرصه قدرت بود و آنهم هم سرمایه .
آری ، سرمایه جایگاهی بزرگ در عرصه قدرت سیاسی و اجتمایی یافت و خیلی زود به رشد و تکامل خویش پرداخت و با کشف سرزمین های جدید و تجارت جدید و ورود اندیشه های جدید ، آنچنان جهانگیر و همه گیر شد که براحتی دولت ها را ساقط و حکومت ها ی جدید تاسیس میکرد .
روانشناسی قدرت در عرصه سیاست ، بیشتر متکی به سرمایه بود تا تکیه به شمشیر و جمعیت ملتها و دولت ها .
کم کم با پیشرفت تکنولوژی و نیاز جامعه جهانی به توسعه و رشد افسانه ای سرمایه گذاری برای توسعه ، اهمیت سرمایه، حیاتی شد .
با ورود سرمایه و فرهنگ سرمایه داری ، جهان شکل و شمایل دیگری یافت و از آنجاییکه ذات و فطرت این واژه ، خاصیت ایستایی نداشته و مانند سلول های سرطانی تکامل تصاعدی دارند ، همه ی مفاهیم اخلاقی و انسانی و فرهنگی را که بشر در قرن ها ذخیره کرده ، به نابودی می کشاند و تاریخ انقلابات سوسیالیستی و کمونیستی کشور ها ، گواه این واقعیت تلخ می باشد .
قدرت سرمایه ، ویرانگر ترین و افسون گرترین و تاثیر گذار ترین قدرت شناخته شده تاریخی می باشد ، چون از یک طرف با روح و روان و روانشناسی ی صاحبانش و از طرفی به خیل عظیم مشتاقانش و تاثیر حیاتی بر حوزه منازعات اجتمایی و جهانی دارد …
ادامه دارد …
جلال میرزاآقایی

با کانال همای خبر همراه باشید.http://@homaygilanir

About مدیر خبر1

Check Also

غلام همت آنم که زیر این چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد، آزاد است ./جلال میرزاآقایی

اختصاصی همای گیلان:زیستن در جمع اضداد و گاهی میان دو بی نهایت ، آنچنان سخت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.