سرخط خبرها
خانه » مقاله » عزیزی که احمد بود/ سیدرضا سیددانش

عزیزی که احمد بود/ سیدرضا سیددانش

Print Friendly, PDF & Email

اختصاصی همای گیلان:نغمه ها را به یاد بسپار،که تا چشم به هم بزنی، پرنده ها کوچ کرده اند.

پرنده ها هرچقدر خوش نواتر،هرچقدر بی قرارتر، و هرچقدر عاشق تر و شیدا تر باشند، رفتنی ترند.

می روند اما نه برای همیشه و هرگز.

آنها فقط کوچ می کنند؛ از این باغ به باغی دیگر، از این پنجره به پنجره ای دیگر؛ و از این بهار به بهاری دیگر.

آنها روزی بعد، سالی بعد، قرنی بعد، و حتا هزاره هایی بعد، دوباره تکرار می شوند و تو را اگر چشمی و گوشی

باشد، نه در سر، که در جان، عاشق و خود از تبار عاشقان باشی،این تکرار،همزاد تو نیز خواهد بود

و این است که تو در هزاره هایی دیگر، همان پرند ه ها را می بینی و همان نغمه ها را دیگر بارمی بینی  و همان

نغمه ها را دیگر بار می شنوی.

 این بار پرنده ای کوچید که سالیان بلندی بر شاخسار درخت سبز انقلاب ، غزلخوانی و مثنوی خوانی می کرد

کیست از اصحاب عشق و معرفت، که او را نشناسد؟

 عزیز بود ، همچونام عزیزش که احمد عزیزی بود.

صفا و طراوت کوهساران کرمانشاه، در روح زلال و آبی اش جاری بود.

نه اهل نام بود و نه اهل جاه و مکنت و آوازه، اگرچه آوازخوانی بی بدیل بود در دنیای موسیقی کلمات.

او از شاخه بال گشود و رفت، اما نغمه های زیبایش در حنجره کلمات بیادگار ماند.

بیاییم به احترامش، این بیت از خواجه شیراز را زمزمه کنیم که فرمود:

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

 ثبت است بر جریده عالم دوام ما …              

سیدرضا سیددانش- فعال فرهنگی و رسانه‌ای/باکانال همای خبر همراه شوید

همچنین ببینید

بندر چابهار؛ چالش‌ها و فرصت‌ها /امیرحسین ابراهیمی کارشناسی علوم سیاسی

همای گیلان، کشور ایران به لحاظ دارا بودن موقعیت جغرافیایی ویژه، همواره توجه قدرت‌های بزرگ ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.