خانه / مقاله / فتح تیسفون/تهیه کننده علی غلامرضائی مدرس دانشگاه وپژوهشگرتاریخ ایران

فتح تیسفون/تهیه کننده علی غلامرضائی مدرس دانشگاه وپژوهشگرتاریخ ایران

Print Friendly, PDF & Email

اختصاصی همای گیلان، حدود ۹ ماه پس از رخداد قادسیه سعد ابی وقاص چندین لشگر روانه ماورای فرات کرد. یزدگرد به همراه چند سردار در منطقه بابل عراق بر کرانه فرات مستقر شده بود. فیروزان حدود ۹ ماه پس از قادسیه از سعد ابی وقاص شکست خورد و لشکرش کشته شدند و بابل به تصرف سعد در آمد.

این فتح، تازیان را نزدیک به تیسفون کرد و خطر حمله جدی شد. هرمزان برای جمع آوری لشگری از مردم راهی اهواز گشت. فیروزان به همین قصد راهی نهاوند شد. شهریار درکوتی به نزدیکی تیسپون رفت. نخویرگان در غرب تیسفون در ناحیه شرقی بابل مستقر شد.

فرخان و پیهومان هر کدام در نواحی از جنوب غرب تیسفون مستقر شدند. ولی باز لشگر آرایی ایرانی ها در برابر قبایل متعدد تازیان ناچیز بود. به گفته طبری شمار لشگر تازی را هزاران تن بیش از ایرانیان نوشته است! لشگر ایران بعد از مقاومت هایی شکسته شد و تازیان تیسپون را محاصره کردند.

شهر تیسپون یکی از آبادترین، پررونق ترین، زیباترین و متمدن ترین شهرهای خاورمیانه بود. ثروتهای ۱۲۰۰ سال شاهنشاهی ایران در آنجا اندوخته شده بود. مجسمه های طلای پادشاهان گذشته، مجمسه طلای حیوانان، تاج های شاهنشاهی انوشیروان و خسروپرویز ، جامهای زرین چندین هزار ساله و …

خبر این منابع ایران به گوش مردمان شبه جزیره عربستان رسید و به گفته تاریخ نویسان عرب بیش صدها هزار تن برای بدست آوردن این جواهرات و طلاها روانه تیسپون شدند. مدافعان ایرانی بیش از دو ماه مقاومت نمودند. در همین حین هیئتی از ایران جهت صلح راهی لشگر تازیان شد. ولی مسلمانان آن را رد کردند و محاصره شهر را ادامه دادند.

مردمان از گرسنگی و از روی ناچاری شهر را تخلیه کردند. تیسپون غربی در سال ۱۹ سقوط کرد. چند ماه بعد کل پایتخت به تصرف تازیان در آمد. طبری می نویسد: مسلمانان مهاجم در شهر به کافورهای بسیاری برخوردند و به خیال آنکه آنها نمک است، کافورها را در غذا ریخته ولی بعد از طعم تلخ کافور متوجه شدند که نمک نیست.

آنان کافورهای بسیاری را به یک تاجر دادند و از او در قبال آنهمه کافور یک پیراهن گرفتند. طبری ذکر میکند: عده زیادی از مسلمانان وقتی جامهای طلا را در کاخ دیدند رنگ سفید نقره را به رنگ زرد طلا ترجیح دادند و فریاد می زدند چه کسی حاضر است که جامهای زرد را با جامهای سفید عوض نماید. بلی ایران به دست چنین مردمانی فتح شد که فرق کافور و نمک و طلا و نقره را رفتار تازیان فاتح با ایرانیان که موالی نامیده می شدند سراپا آمیخته با تحقیر بود.با ایرانیان در یک صف راه نمی رفتند…و بر سر یک سفره نمی نشستند.در جنگها نیز آنان را جزو سواران راه نمی دادند بلکه پیاده به جنگ می بردندو غالبا از آنچه رزق و مقرری سربازان بود…بهره ای به آنان نمی دادند.کار جنگ را تنها شایسته ی خودشان می دانستند و عقیده داشتند که موالی تنها برای کارهای پست آفریده شده اند….باید راه سروران خویش را بروبند و کفش آنها را رفو کنند و جامه ی آنها را بدوزند.!
حکومت تازیان آزادگان ایرانی را به مانند بندگان درم خرید از تمام حقوق مدنی و اجتماعی محروم می داشت و به آنها به مانند مولی…همه گونه تحقیر و جور و استبداد روا می داشت.
مولی یا بنده نمی توانست به هیچ کار آبرومندی بپردازد…حق نداشت سلاح بسازد و بر اسب نشیند.اگر یک مولای ایرانی نژاد دختری را از بیابان نشینان تازی به زنی می گرفت…طلاق بر زن و تازیانه و زندان بر مرد تحمیل می گشت!
حکومت و قضا همه جا مخصوص تازی بود و هیچ مولایی به این گونه مناصب و مقامها نمی رسید!!!
منابع:
۱_عقدالفریب ،چاپ قاهره ،ج۳ ص۱۳
۲_دو قرن سکوت ،عبدالحسین زرین کوب ،ص۳۴۳
۳_پس از ۱۴۰۰ سال ،شجاع الدین شفا،ص۴۱۷-۴۱۸

با کانال همای خبر همراه باشید

درباره ی سجاد حراتی

همچنین ببینید

مجمع نمایندگان گیلان ، شیر بی یال و اشکم یا …./جلال میرزااقایی

اختصاصی همای گیلان، نه نقد سور رآلیستی است و نه بیان هیجان داستان های آگاتا ...

۳ دیدگاه

  1. درود بر استاد گرامی

  2. درود بر استاد گرامی

  3. درود استاد غلامرضایی عزیز
    بسیار متاسف و متاثراز دوقرنی هستم که هنوزم ادامه دارد….
    ممنونم از مطالب آموزنده وجامع شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.