سرخط خبرها
خانه » همکاری با ما

همکاری با ما

۱۰ دیدگاه

  1. جهت درج یاداشت در پایگاه خبری علاقه مند می باشم
    با تشکر از مدیریت سایت

  2. بزرگترين معدن فيروزه جهان كه قدمتي چند هزار ساله در استخراج سنگ فيروزه دارد در 40 كيلومتري شهرستان نيشابور استان خراسان رضوي واقع است و حدودا تا سال 80 اين معدن توسط بخش دولتي اداره مي شد و بعد از آن طي فرايندي حق بهره برداري اين معدن به اهالي دو روستاي مجاور، معدن عليا و معدن سفلا به اجاره 25 ساله واگذار شد.

    طبق اطلاعات واصله از فرآيند واگذاري و تشكيل تعاوني “توسعه معدن فيروزه نيشابور” در زمان واگذاري اهالي كه از تمكن مالي برخوردار بودند درصد بيشتري اختيار كردند و ديگر افراد از اين تقسيم منابع كه متعلق به تمامي اهالي روستا بود، محروم ماندند.

    در حال حاضر حدود 100 كارگر در اين معدن كار مي كنند كه از اهالي روستاهاي معدن هستند و اكثر فاميل هستند.

    در حال حاضر يكي از شرايط كار اهالي محروم روستا اين است كه ابتدا بايد مبلغ 2 تا 5 ميليون تومان به شركت تعاوني توسعه معدن فيروزه نيشابور پرداخت كنند تا بتوانند به عنوان كارگر در معدن كار كنند والبته اگر اين از شرايط شركت تعاوني براي استخدام كارگر است با قوانين كار در كشور مغايرت دارد.

    بنابر گفته اهالي روستاي معدن هيئت امنا اين معدن تشكيل شده از اعضايي است كه در يك انتخابات مشخص مي شوند و معمولا با توجه به حضور اكثريت متمكنين هميشه هيئت رئيسه و معاون در طول اين چند سال يكي بوده و به همين دليل مديريت شركت تعاوني توسعه معدن فيروزه نيشابور هيچگاه متحول نشده و اهالي محروم روستا نيز همچون قبل بدليل نداشتن وسع مالي سهمي در استحصال سنگ فيروزه و منافع سرشار آن ندارند.

    نحوه بهره برداري از مهمترين معدن فيروزه جهان

    اين معدن داراي غارهاي متفاوتي است از جمله (غار سبز، غارعبد الرزاق و…) و به اين ترتيب است كه در عمق حدود 90 متري زمين در يكي از اين غارها با استفاده از روشها و ابزارات سنتي (آتشبار) اقدام به تخريب پايه سنگ كرده و سپس سنگها توسط واگن به خروجي معدن هدايت مي شود.

    پس از جمع آوري استخراجات سنگ فيروزه در زمان معين و با اعلام قبلي خريداران جمع شده و سنگهاي خام به مزايده گذاشته مي شود و عمده خريداران از فيروزه تراشان نيشابور، مشهد و اهالي روستاهاي معدن هستند ولي در اين بخش نيز گفته مي شود سنگ فيروزه هاي مرغوبتر به نوعي ديگر بفروش مي رسد.

    درد دل اهالي دو روستاي معدن

    اهالي روستاي معدن در خصوص وضعيت معدن فيروزه نيشابور اظهار داشتند: دولت و وزارت صنايع و معادن معدن فيروزه را 25 ساله به مردم اجاره داده است تا اشتغالزايي صورت بگيرد و مردم بتوانند مخارج روز مره زندگي خود را تامين كنند و اين منطقه بدليل كمي آب قابليت كشاورزي ندارد و تنها منبع درآمد آنها معدن فيروزه است و با توجه به ارزش وصف نشدني اقتصادي اين سنگ گرانبها اهالي اين دو روستا بجز عده اي محدود در وضعيت معيشتي مناسبي قرار ندارند.

    آنها ادامه دادند: در اين بين افرادي فرصت طلب با هدايت شركت تعاوني توسعه معدن فيروزه نيشابور آن را به سمت انحصار پيش برده و از اكثر اهالي اين روستا سواستفاده و انتفاع كسب مي كنند و به بقيه اهالي اين اجازه را نمي دهند.

    مبلغ اجاره اين معدن در همان سالهاي اول از محل استخراج فيرزوه معدن تامين شده است و هم اكنون حدود 50 نفر از اهالي روستا كه بيكار نيز هستند با اعلام نامه شكايت به ادارات مختلف هنوز هيچ نتيجه اي عايدشان نشده است.

    طبق گفته اهالي روستا هر كس كه به عنوان نماينده از مراكز مختلف دولتي نيز تا كنون به اينجا آمده كه گزارشي از وضعيت معدن به عنوان ناظر تهيه كند با هدايت اين افراد از اصل مطلب فاصله گرفته و وضعيت دقيق اين معدن را نتوانسته گزارش كنند.

    اما بدليل اهميت و استراتژي ويژه اين سنگ گرانبها و هدفمندي اقتصادي و اشتغال زايي مناطق محروم لازم و ضروري است كه دولت محترم وضعيت اين معدن كه سنگ آن شهرت جهاني دارد را متولي گري كند يا نظارت دقيق داشته باشد تا اين سرمايه ملي را از چنگ افرادي فرصت طلب و سود جو خارج كند و با نظارت دقيق دولت و وزارت صنايع و معادن اين مهم صورت پذيرد و هدفمندي استخراج اين منبع خدادادي به نحو احسن صورت پذيرد.

    مشخصات و اهميت كاني فيروزه

    فيروزه فسفات آلومينيوم با سختي حدود شش است كه يك كاني كمياب و ارزشمند آبي نزديك به سبز است كه خواهان فراواني دارد، اين كاني به‌دست فيروزه‌تراشان شكل داده مي‌شود و به عنوان نگين براي انگشتر، گردنبند، گوشواره و ديگر جواهرات به كار مي‌رود فيروزه سنگي زنده است و نسبت به روغن و مواد شيميايي مانند مواد شوينده بسيار حساس بوده و رنگ او را تغيير مي دهد- براي بهتر شدن رنگ آن بهتر است آن را در يك ليوان آب در روز به مدت چند ساعت گذاشت.

    نامورترين و پرخواهان‌ترين فيروزه جهان وايران فيروزه نيشابور است كه از بيش از دو هزار سال پيش استخراج مي‌شده‌است و از سطح زمين ۲۰۱۲ متر بلندي دارد، معدن فيروزه نيشابور در 45 كيلومتري شمال غرب اين شهرستان در جاده قديم سبزوار و در روستايي به نام «معدن» قرار گرفته است تنها معدن فيروزه ايران با ذخيره ۹هزار تن و ظرفيت توليد سالانه ۱۹تن است كه به طور تقريبي از هر تن سنگ خام اين معدن ۸ تا ۱۰كيلوگرم فيروزه حاصل مي شود.

    فرهنگ سنگ فيروزه و بعد روانشناسي آن

    در بسياري از فرهنگهاي قديم و جديد، از فيروزه به عنوان سنگي مقدس و طلسم خوشبختي و خوش شانسي ياد شده است وصنايع دستي ساخته شده از فيروزه نيزكه در طي كاوشهاي باستان شناسي در كشور مصر مربوط به سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح است ، قديمي ترين گواه بر اين مطلب است و نشان مي دهد كه مصريان باستان ، فيروزه را گوهري معنوي و مقدس مي دانستند، پادشاهان ايران باستان ، از گوهرهاي آبي آسماني مانند فيروزه ، براي تزئينات دست و گردن استفاده مي كردند و براين باور بودند كه اين گوهر خوش رنگ آنها را در برابر مرگ غير طبيعي يا به قولي ، «اجل معلق » محافظت خواهد كرد از اين رو تغيير رنگ گوهرهاي به كار رفته در گردن بندها و دستبندهاي آنها، خوش يمن نبوده و علامت خطري براي شخص استفاده كننده از آن به شما مي رفت اما امروزه بر كسي پوشيده نيست كه عواملي همچون نور٬ مواد آرايشي ، گرد و غبار و چربي و ميزان HPپوست و برخي عوامل شيميايي ديگر ، باعث تغيير رنگ فيروزه مي شوند كه هيچ كدام از آنها نيز زنگ خطري براي استفاده كننده از اين سنگ قيمتي و زيبا نيست.

    استفاده از نگين فيروزه همراه با رشته هايي از مرواريد در تزئين عمامه ها به منظور حفاظت از شخص و مصونيت از چشم زخم و همچنين آرايش دادن خنجرها و زين اسبان و شتران با اين سنگ به منظور طلسم يكي ديگر از رسم ها و كاربردهاي متداول اين گوهر آسماني در نزد پيشينيان بوده است .

    فيروزه در طي جنگهاي صليبي به اروپا راه يافت و از آن زمان با نام Turquiosيعني سنگ تركي در ميان انگليسي زبانان شناخته شده ساكنان قديمي نواحي جنوب مركز و شمال آمريكا نيز در دير باز فيروزه را مي شناختند و به خاطر رنگ و ويژگيهاي خاص اين گوهر از آن لذت مي بردند. آنها در تزئين ماسكهاي مراسم مذهبي خود از تكه هاي فيروزه استفاده مي كردند . گروهي از بوميان شمال آمريكا حتي امروزه نيز بطور انحصاري جواهرات گرانقيمت و خاصي را كه داراي ارزش تجاري بالايي هستند توليد مي كنند. اين جواهرات تركيبي از فيروزه و نقره هستند و به ميزان بسيار محدود و كم توليد مي شوند بوميان ياد شده بر اين باورند كه رنگ آبي فيروزه به كار رفته در اين جواهرات مي تواند ارتباط مستقيمي ميان آسمان و درياها برقرار كند تبتي ها نيز در مراسم مذهبي خود از اين گوهر استفاده ميكنند واز ديگر باورهاي قديمي اين است كه فيروزه مي تواند سوار كاران را از خطر افتادن از روي اسب محافظت نمايد. جالب اينجاست كه بسياري از كاركنان خطوط هوايي و هوانوردان امروزي نيز به پيروي از اين باور قديمي يك تكه فيروزه را به عنوان سنگ خوش شناسي هميشه همراه خود دارند.

    اقتصاد فيروزه

    نمونه هاي به نمايش گذاشته از سنگ طبيعي فيروزه اين معدن در موزه هاي زمين شناسي و معدني دنيا مانند موزه زمين شناسي لندن وايران مانند موزه سازمان زمين شناسي تهران ومشهد خود گواه بر ارزشمندي اين سنگ قيمتي است.

    متاسفانه امروزه اين گوهربوسيله واسطه هاي عرب٬ ترك وماليزيايي باقيمت نازل از بازار ايران خريداري شده و پس ازدرآمدن بصورت زيور آلات با قيمتهاي گزاف به كشورهاي اروپايي وآمريكا صادر ميشود از ديگر كشورهاي صادركننده فيروزه به جز ايران مي‌توان به كشورهاي آمريكا، مصر و تركستان اشاره كرد فيروزه‌هاي آمريكايي كه امروزه قسمت اعظم بازار فيروزه دنيا حتي ايران را در دست گرفته است، در مقايسه با انواع ايراني فيروزه به لحاظ رنگ، جلا و سختي از كيفيت پايين‌تري برخوردارند و نوع با كيفيت فيروزه نيشابور همچنان صدر نشين بازار فيروزه دنيا محسوب مي‌شود، هرچند كه به سختي مي‌توان قطعه‌اي از آن را حتي به بهاي پرداخت مبالغ هنگفت به‌دست آورد.

    نظرات مسئولين و كارشناسان در خصوص معدن فيروزه نيشابور

    نماينده مردم شهرستان نيشابور در مجلس پيش از اين با تاكيد بر اينكه بايد فيروزه به جايگاه اصلي خود كه به نام نيشابور است برگردد بيان داشت كه بهترين فيروزه جهان در نيشابور است اما زماني كه اين محصول مي خواهد به بازار عرضه شود، شاهديم كه به دليل تمركز صنايع فيروزه تراشي در مشهد، اين فيروزه نيز به نام مشهد عرضه مي شود.

    با واگذاري معدن فيروزه به اهالي روستا حق به حق‌دار رسيد

    سيد علي حسيني همچنين گفته بود كه با واگذاري معدن فيروزه نيشابور به اهالي روستا در قالب شركت تعاوني، حق به حق‌‎دار رسيد و روستاييان آن منطقه شركت تعاوني تشكيل دادند كه ضمن نكات مثبتي كه در اين امر است، شاهد نكات منفي نيز هستيم، به عنوان مثال اين كار به همه اهالي سپرده نشده است و تنها افرادي كه در آن زمان از تمكن مالي برخوردار بودند و يا بسياري از معدني‎هايي كه در مشهد يا نيشابور ساكن بودند و سرمايه اي داشتند، توانستند امتيازي بخرند كه سودهاي خوبي هم داشت اما اين موضوع شامل همه مردم به ويژه طبقات محروم نشد.

    برخي از فيروزه تراشان مشهد و نيشابور نيز بر اين عقيده هستند كه واگذاري معدن فيروزه به بخش خصوصي خوب است اما مشكلي كه وجود دارد، اين است كه متوليان استخراج قيمت فيروزه را به ميل خود بالا مي برند و اينجا فيروزه تراش متضرر مي شود و سنگ فيروزه به قيمت دلخواه عرضه مي شود و به همين دليل با قيمت گران به دست فيروزه تراش مي رسد كه همين موضوع سبب شده است قيمت فيروزه در سال هاي اخير سير تصاعدي داشته باشد.

    حال با توجه به اهميت استراتژي اين سنگ كه شهرت جهاني نيز دارد بايد براي تثبيت اين جايگاه و حمايت از متوليان و كارگران بخش فيروزه توسط دولت كه با نگاه حمايتي مي تواند وضعيت اهالي اين دو روستا از لحاظ اشتغالزايي ، هدفمندي فعاليت شركت تعاوني، جذب توريسم و گسترش صنايع معدني با امكانات نوين گامي مهم براي خدمت به گوهره ملي يعني ” فيروزه نيشابور” بردارد.

    • سلام جناب امیر حسین شما می توانید مطالبتان را یا برای ما ایمیل که در قسمت تماس با ما وجود داردبرای ما ارسال کنید یا این که در پایان هر مطلب نظرات خود را بیان کنید

  3. امیدوارم همه ی معلمان از جمله ناظم ها و مدیر کل مدرسه سلامت و شاداب باشند

  4. شهر زیبای لاهیجان
    لاهیجان از زیباترین شهرهای استان گیلان و ایران است. موقعیت جغرافیایی این شهر در ناحیه کوهپایه ای قرار دارد که تپه ماهورهای آن را بوته های همیشه سبز چای در ردیف کاری های منظم هندسی پوشانده است. همچنین معماری بسیار زیبا و خانه های ویلایی با سقف ها و رنگ آمیزی متنوع، جلوه زیبایی به سیمای شهر بخشیده اند. به عبارت دیگر در لاهیجان زیبایی های طبیعت و شهرسازی یکدیگر را تکمیل کرده اند.

    مردم شناسی و جغرافیا:
    لاهیجان منطقه ای است که از شمال به دریای خزر، از شرق به لنگرود، از جنوب به دیلمان، از جنوب غربی به سیاهکل و از غرب به آستانه اشرفیه محدود می شود که در 50 درجه و صفر دقیقه شرقی و در 37 درجه و 11 دقیقه شمالی عرض جغرافیایی قرار دارد. در سال 1385، جمعیت شهر لاهیجان 72٫950 نفر بوده است. این شهر ساخته شده بر سرزمینی هموار و جلگه ای است که حاصل رسوبات به جای مانده از رودهای گیلان است. از نظر موقعیت جغرافیایی و ویژگی های تاریخی یکی از شهرهای مهم گیلان به شمار می رود و مدت ها مرکز بخش بیه پیش گیلان بوده است.

    شهرستان لاهیجان دارای دو بخش رودبنه و مرکزی و 7 دهستان به نام های رودبنه، شیرجوپشت، آهندان، بازکیاگوراب، لفمجان، لیالستان و لیل است. این شهرستان بر پایه آخرین سرشماری در سال 1385، دارای جمعیتی بیش از 162٫898 نفر بوده است.

    مردم آن بیشتر گیلک هستند و گالش به ساکنین ارتفاعات این منطقه اطلاق می شود که آن ها هم تیره ای از گیلکان بوده و زبان شان گیلکی است. زبان بومی این شهرستان، گیلکی با لهجه شرقی است که با لهجه غربی گیلکی (رشت و فومن) اندکی تفاوت دارد. دین مردم لاهیجان شیعه و از نوع ناصری است.
    آب و هوا:
    آب و هوای آن در بخش جلگه ای، معتدل و مرطوب و در قسمت کوهستانی سردسیر و خوش آب و هوا است.

    تاریخچه :
    شهر لاهیجان از دیرباز کانون بازرگانی ابریشم بوده و بیشترین سهم را نیز در تولید و صادرات آن داشته است. صنعت چای یکی از مهم ترین صنایع کشاورزی این شهر است. نخستین بار چای در ایران توسط حاج محمد حسین اصفهانی به سال 1302 ه.ق در عصر ناصرالدین شاه قاجار کشت شد که پیشرفتی نداشت و موفقیتی بدست نیاورد. اما شخصی بنام محمد خان قاجار قوانلو ملقب به کاشف السلطنه مشهور به چایکار در سال 1319 ه.ق چای را در لاهیجان کشت نمود و به بار نشاند. وی در حقیقت پدر کشت چای در ایران به شمار می آید. در اثر به بار نشستن این فراورده، تأثیرات شگرفی بر زندگی مردم منطقه و اقتصاد کشور به جای مانده است.

    نام لاهیجان ریشه در ویژگی اقتصادی آن دارد. به گونه ای که واژه لاهیجان عربی شده لاهیگان است و لاهیگان مرکب است از لاهیگ +ان (لاهیگ = بافتنی و ان = پسوند مکانی) و به معنی مکان یا شهر بافندگان یا نساجان یا ابریشم بافان است. در تجزیه ای دیگر، لاه در پارسی میانه (پهلوی) به معنای ابریشم است و در برهان قاطع به معنای پارچه ابریشمی سرخ آمده است و جان پسوند مکان است. در نتیجه لاهیجان به معنای «شهر ابریشم و مکان ابریشم» است.

    لاهیجان در سال 705 ه.ق به دست اولجایتو فتح شد و امیر تیمور به آن لشکر کشید. پس از تیمور، سید امیر بیک و نوادگان وی –از سادات کیانی– بر شهر لاهیجان حکومت کردند. پس از سقوط حکمرانان کیانی، حاکمان صفوی در این شهر حکومت کردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاریخ لاهیجان، طاعون در سال 703 ه.ق، آتش سوزی سال 850 ه.ق و اشغال آن توسط روس ها در سال 1725 میلادی است. در سال 1230 ه.ق لاهیجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار دیگر طاعون در آن کشتار کرد. شأن و شکوه لاهیجان در زمان خان احمد خان است. خان احمدخان یکی از حاکمان لاهیجان در قرن دهم است و کمتر حاکمی در گیلان چنین قدرتی را به خود دیده است و لاهیجان از این نظر در دوران طلایی خود بود.

    نام لاهیجان در نقشه ادریسی به سال1154 میلادی (532 هجری شمسی).
    اماکن دیدنی:
    شهرستان لاهیجان دارای جاهای دیدنی و آثار تاریخی زیادی است که از آن جمله می توان اماکن ذیل را نام برد:
    • بقعه شیخ زاهد گیلانی (مربوط به قرن هشتم هجری واقع در جاده لاهیجان – لنگرود)
    • بقعه چهار اولیا یا چهار پادشاهان (مربوط به دوره تیموریان واقع در میدان سردار جنگل)
    • بقعه میر شمس الدین (پسر امام کاظم)
    • مسجد اکبریه
    • مسجد جامع لاهیجان
    • حمام گلشن
    • بام سبز (شیطان کوه)
    • استخر لاهیجان
    • گنجینه چای ایران (شامل موزه چای و آرامگاه محمد میرزا کاشف السلطنه پدر چای ایران)
    تله کابین احرار (فاز اول تله کابین لاهیجان که از فراز بام سبز آن آغاز شده و به کوه فلاح خیر ختم می شود در سال 1384 شمسی راه اندازی گردید.)
    • بقعه خشتی

    امروزه لاهیجان یکی از شهرهای زیبای استان با امکانات فراوان جهانگردی است.

    عکس از:http://lahig.persianblog.ir


    نظرات( 14)
    ارسال به
    گمج كباب ( غذای گیلانی )
    جمعه 29 دی 1391 | نوع مطلب :غذاهای محلی استان گیلان ،غذاهای محلی لاهیجان ،
    نویسنده: علی علیزاده |
    مواد لازم :
    گوشت تكه ای= نیم كیلو
    پیاز =3 عدد
    جعفری سائیده شده= نیم كیلو
    انار ترش سائیده شده= به میزان لازم
    آب= 1 لیوان
    نمك و فلفل و زردچوبه و روغن= به میزان لازم
    دستور تهیه:
    گوشت را با پیاز رنده شده و فلفل و زردچوبه و جعفری سائیده شده و كمی آب و 1 قاشق روغن روی شعله ملایم می پزیم ، در حین پخت به غذا سر میزنیم اگر آبش كم بود اضافه می كنیم . وقتی گوشت كاملا پخت آب انار ترش یا انار ترش سائیده شده و نمك را اضافه می كنیم و صبر می كنیم تا خورش جا بیفتد .
    غذای گیلانی نوش جانتان


    نظرات( 0)
    ارسال به
    تحقیق آشنایی با شهرستان لاهیجان 2
    جمعه 29 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |
    آشنایی با شهرستان لاهیجان
    لاهیجان که دارای لقب پایتخت گردشگری جهان اسلام است ، مرکز شهرستان لاهیجان، بزرگترین شهر شرق استان گیلان و ۱۰۹ مین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در ناحیه کوهپایه‌ای قرار دارد و تپه‌ماهورهای آن را بوته‌های چای پوشانده‌است. این شهر در شرق سفیدرود و در ارتفاع ۴ متری قرار دارد. این شهر در سال ۲۰۰۶ با ۷۱،۸۷۱ نفر جمعیت سومین شهر پرجمعیت گیلان (پس از رشت و انزلی) بود، گرچه زمانی شهر اصلی و مرکز اداری (دارالملک) کل ایالت و پایتخت تاریخی بیه پیش بود.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    آشنایی با جاذبه‌های گردشگری لاهیجان و گیلان
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    آشنایی با جاذبه‌های گردشگری لاهیجان و گیلان

    لاهیجان یکی از شهرهای دیدنی و با جاذبه‌های فراوان گردشگری استان گیلان است و در شمال دیلمان قرار دارد

    منطقه لاهیجان از شمال به دریای خزر، از شرق به لنگرود، از جنوب به دیلمان، از جنوب غربی به سیاهکل و از غرب به آستانه اشرفیه محدود می‌شود. موقعیت جغرافیایی این شهر در ناحیه کوهپایه‌ای قرار دارد و تپه‌ماهورهای آن را بوته‌های چای پوشانده‌است.

    لاهیجان معروف به عروس شهرهای گیلان دارای چشم اندازها و جاذبه‌های طبیعی بسیار زیبا می‌باشد که همجواری شهر با یکی از زیباترین کوه‌های منطقه و دسترسی آسان به آن با چشم اندازهای کوهپایه‌ای شامل باغ‌های سرسبز چای و مزارع برنج و چشمه‌های متعدد آن در سطح ملی و حتی فراملی در بخش گردشگری سرآمد است.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    خلفه نون
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    خلفه نون
    پیشاپیش عید نوروز باستانی را به تمام هموطنان عزیز بویژه گیلانیها و همشهریان لاهیجی تبریک میگویم . یکی از نانهای محلی که روز سیزده بدر در پای شیطان کوه لاهیجان طرفداران زیادی دارد ،نان خلفه است . من همیشه عاشق این نانها هستم. در این بارهمطالبی تهیه کردم که امیوارم بپسندید. در آینده مطالبی در باره سایر نانهای محلی مانند لاسو نان و نان تمیجان که در روستای یوسفده نیز پخته می شود خواهم نوشت.

    اگر این نان خلفه نداشته باشد به آن کدو نان گفته می شود.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    محلات لاهیجان (3)
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    نگاهی به شهرستان لاهیجان

    لاهیجان از زیباترین شهرهای گیلان، بلکه ایران است. موقعیت جغرافیایی این شهر در ناحیة پایکوهی که تپّه‌ماهورهای آن را بوته‌های همیشه‌سبز چای، در ردیف‌کاری‌های منظّم هندسی پوشانده است، همراه با معماری زیبا و خانه‌های ویلایی با سقف‌های سفالی و رنگ‌آمیزی سفید، جلوة زیبایی به سیمای شهر بخشیده است. به عبارت دیگر، در لاهیجان، زیبایی‌های طبیعت و …

    شهرسازی همدیگر را تکمیل کرده‌اند.
    شهرستان لاهیجان در ناحیة شرقی استان گیلان واقع شده است و از شمال به دریای خزر، از جنوب به شهرستان رودبار، از شرق به شهرستان‌های لنگـرود و رودسر، و از غرب به شهرستان‌های آستانه اشرفیه و رشت محـدود می‌شود. این شهرستان، سرزمینی هموار و جلگه‌ای است که حاصل رسوبات به‌جامانده از رودهای گیلان می‌باشد. جلگة لاهیجان به علّت زیبایی و قدرت حاصلخیزی اراضی و وجود فرآورده‌های کشاورزی و منابع اقتصادی، در بین دیگر شهرهای استان اهمیت خاصّی دارد. هموارترین نقطة این سرزمین، در قسمت‌های شمالی مجاور دریاست و هرچه از شمال به طرف جنوب پیش رویم، بر ارتفاع آن افزوده می‌شود. قسمتی از رشته‌کوه البرز، ناحیة بزرگی از جنوب این شهرستان را شامل می‌گردد و مهم‌ترین رودخانة جاری در آن « پرده‌سر » است.
    شهرستان لاهیجان دارای دو ناحیة عمدة جغرافیاییِ جلگه‌ای و کوهستانی است. در ناحیة جلگه‌ای، نوار باریک ساحلی و در ناحیة کوهستانی، محدوده‌های کوهپایه‌ای، جنگلی و مرتعی در ارتفاعات مختلف به چشم می‌خورد. آب‌وهوای نواحی ساحلی و جلگه‌ای شهرستان لاهیجان، مرطوب و در فصول مختلف دارای شرایط خیلی مطلوب می باشد و در کوهستان، نیمـه‌‌مرطوب و دارای شرایط متوسط است. میـزان بارنـدگی در شهرستـان لاهیجان، سالانـه 1000 تـا 1400 میلی‌متر می‌باشد. کشاورزی (کشت چای، برنج، حبوبات، درختان میوه، کنف و درخت توت)، پرورش کرم ابریشم و همچنین صید ماهی و شکار، فعالیت‌های اقتصادی این منطقه را تشکیل می‌دهد. متأسِفانه در سال‌های اخیر، باغ‌های توت تبدیل به مزارع و نقاط مسکونی و گاهی مخروبه گردیده است. کشت کنف نیز کم‌کم از رونق افتاده و اکنون کمتر کسی حاضر به کشت این محصول کشاورزی می‌باشد؛ زیرا برداشت کنف، زحمت زیادی را دربر دارد و با توجه به پایین‌بودن بهای آن، دهقانان رغبتی به کشت آن ندارند. لاهیجان، مهم‌ترین مرکز کشت و تولید چای ایران به‌شمار می‌رود و این موقعیت را تاکنون با فعالیتی چشمگیر حفظ کرده ‌است؛ به‌طوری‌که از کلّ زمین‌های زیر کشت چای در گیلان (30297 هکتار)، حدود 6000 هکتارِ آن در لاهیجان می‌باشد. کشت این محصول برای نخستین‌بار در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار، به‌وسیلة حاج محمِدحسین اصفهانی در ایران متداول گشت، ولی رواج چندانی نیافت، تا این‌که در سال 1319 هجری‌قمری با پشتکار محمِدمیرزای چایکار، معروف به کاشف‌السلطنه، کشت آن متداول شد و اولین مزارع چای در لاهیجان آمادة بهره‌برداری گردید. با توجه به تعداد زیاد کارخانه‌های چای‌سازی در لاهیجان، این شهر را می‌توان یک شهر کشاورزی ـ صنعتی دانست. دامپروری در این شهرستان، به‌صورت یکجانشینی است و روستاییان علاوه بر کار کشاورزی، اقدام به نگهداری تعدادی دام می‌نمایند، که در درجة اول از فرآورده‌های آن استفاده نموده، مازاد آن را برای فروش به شهر می‌آورند.
    ساختمان‌های قدیم لاهیجان اغلب به سبک معماری دورة صفویه است. دیوارهای قطور با ارتفاعی قریب به پنج متر و کوچه‌های پیچ‌درپیچ، نموداری از نمای شهر در گذشته می‌باشد. اغلب خانه‌های شهر به صورت شرقی ـ غربی ساخته می‌شود و کمتر خانه‌ای را می‌توان در جهت شمالی ـ جنوبی مشاهده‌نمود، که علّت آن، تأثیر عوامل جغرافیایی از قبیل رطوبت، گرما و باد است. لاهیجان از نظر سابقة شهری قدمت زیادی دارد و قبل از رشت، مرکز ایالت گیلان بوده است. علاوه بر آن، حتّی پس از این‌که رشت از دورة صفویه اهمیت یافت، باز هم لاهیجان به دلیل سوابق تاریخی و موقعیت جغرافیایی، مرکز گیلان « بیه‌پیش » باقی‌ماند. اهمیت لاهیجان به‌عنوان یک شهر توریستی علاوه بر زیبایی‌های طبیعی آن، چشم‌اندازهای زراعیِ باغ‌های چای است.
    این شهر نیز همانند دیگر شهرهای گیلان، از گزند بلاهای طبیعی و غارت‌ها و آتش‌سوزی‌ها به‌دور نمانده‌ است. در سال 706 هجری‌قمری، اولجایتو این شهر را اشغال کرد و در سال 890 هجری‌قمری، زلزله شهر را ویران ساخت. حکّامِ دو قسمت گیلان در طرفین رودخانة سفیدرود پیوسته با هم در جدال بودند؛ بخش شرقی با مرکزیت لاهیجان و بخش غربی با مرکزیت فومن، در هر فرصتی که دست می‌داد، برای کسب قدرت و تاراج شهرهای یکدیگر، رقابت‌های خونینی با هم داشتند که صفحات تاریخ گیلان از منازعات آنان رنگین شده‌است، به‌طوری‌که در فاصلة سال‌های 908 تا 914 هجری‌قمری، پیش از این‌که قدرت حکومت صفوی در گیلان تثبیت شود، شهر به دفعات از طرف حکّامِ گیلان « بیه‌پس » غارت شد. پس از آن، حریق سال 1058 هجری‌قمری و زلزلة سال 1088 هجری‌قمری، خرابی‌های زیادی در شهر به‌بار آورد. در سال 1246 هجری‌قمری، طاعون در لاهیجان کشتار زیادی برجای گذاشت و باز هم آتش‌سوزی سال 1258 هجری‌قمری، شهر را از هستی ساقط کرد.
    « رابینو » وضعیت لاهیجان را در اوایل سدة میلادی اخیر به تفصیل توضیح داده ‌است. بر اساس نوشتة وی، لاهیجان دارای 7 محلّه، 2260 خانه، 11000 نفر جمعیت، 15 مسجد، 25 زیارتگاه، 4 مدرسه، 6 کاروانسرا، 3 بازار، 2 زورخانه، 300 دکان و تعداد زیادی حمِام بوده ‌است. توسعة شهر لاهیجان را در سدة اخیر باید مدیون کشت چای و رواج سریع آن در منطقه دانست. با توسعة این کشت، صنایع چای‌خشک‌کنی زیادی در لاهیجان پا گرفت و از این طریق، اقتصاد شهر به رونق گرایید.
    ناحیـة تاریخیِ « دیلمان » و منطقـة « کاکـو » در شهرستان لاهیجان واقع بـود که هـم‌اکنون جزء « سیاهکل » است، و بخش دیگر شهرستان لاهیجان، « آستانه » نام داشت که اکنون هر دو ناحیه، شهرستان شده‌اند. شهر لاهیجان، مرکز شهرستان، دارالملک « خان ‌احمدخان » بود و اولین ناحیه از گیلان است که به سال 1281 هجری‌شمسی، تخم چای در آن کشت شده و به حاصل نشسته است. شهرستان لاهیجان تا اواسط سال 1339 هجری‌شمسی، از سمت غرب تا حدِ شاهرود و ناحیة بابامنصوری ممتد بود و از جانب شرق، کلیة مناطق جلگه‌ای و کوهستانی تا حدِ رامسر را دربرمی‌گرفته، وسیع‌ترین شهرستان گیلان بوده ‌است. در سال 1339 هجری‌شمسی، شهرستان رودبار از شاهرود تا حدِ دیلمان از شهرستان لاهیجان منتزع، لنگرود و روستاهایِ مجاورش تا حدِ رودسر، و رودسر و روستاهایِ مجاورش تا حدِ رامسر، از شهرستان لاهیجان جدا و به نام شهرستان‌های رودبار، لنگرود و رودسر نام‌گذاری شدند. نام لاهیجان در جغرافیای عمومی « حدودالعالم » نیامده ‌است و چنین برمی‌آید که تا قرن چهارم هجری‌قمری، نام و نشانی نداشته است، امِا در یادداشت‌های « خواجه اصیل‌الدین محمِد زوزنی » به سال650 هجری‌قمری، نام لاهیجان آمده است؛ بدین شرح که اولین ناحیة شرقی گیلان، خطّة لاهیجان است و قوم آن، ناصری ‌مذهب هستند. « حمدالله مستوفی » نیز به سال 731 هجری‌قمری در باب بیستم از « نزهه القلوب » گوید: « … معظّم بلاد آن (گیلانات) لاهیجان و فومن است و … ». دوران نام‌برداریِ لاهیجان تا سال 1001 هجری‌قمری به‌عنوان یکی از دو دارالملک معتبر گیلان بوده ‌است. شهر لاهیجان در فاصلة سال‌های 45-36 هجری‌قمری، یکی از قرارگاه‌هایِ اشغالگران روسی بود و در فاصلة سال‌های 37-35 هجری‌قمری، مرکز فرماندهی کلّ قوای شرقی جنگل در شرق گیلان و شاهد حوادثی دیگر از پیکارهای نامنظّم بوده که در کوهستان‌هایش از جمله دیلمان روی می‌داده است.
    بعضی تاریخ‌نویسان اسلامی، بنای شهر لاهیجان را به نام « لاهج‌بن نوح » نسبت می‌دهند که افسانه‌ای بیش نیست. چنان‌که حتّی در قرن سوم هجری‌قمری، لاهیجان، منطقة شناخته‌شده‌ای نبود و بعدها رو به آبادی گذاشت و نام‌بردار شد. به نظر می‌رسد نام شهر لاهیجان، مرکّب از واژه‌های « لاه »، « ی نسبت »، « ج صامت میانجی » و « ان جمع » باشد، یعنی « لاه ی ج ان » یا « لاهی گان » یا منسوب به « لاه » که به معنی ابریشم است، زیرا آبادی‌های لاهیجان، یکی از مراکز مهم تولید پیله و ابریشم و تهیة دست‌بافت‌های ابریشمی بوده است. قومیت اهالی شهرستان لاهیجان، گیلک است و به زبان گیلکی با لهجة بیه‌پیش (شرق گیلان) و گویش لاهیجانی سخن می‌گویند.
    لاهیجان از نظر جذابیت توریستی، اهمیت زیادی دارد و سالانه پذیرای حدود 2 میلیون گردشگر می‌باشد. بلوار و جزیره و استخر قدیمی، شیطان‌کوه و بام‌سبز و آبشار مصنوعی، ایستگاه کشاورزی، بقعة شیخ زاهد گیلانی (متعلّق به دورة تیموریان)، مقبرة کاشف‌السلطنه و گنجینة تاریخ چای ایران، بقعة چهار پادشاهان (متعلّق به دورة کیائیان در قرن هشتم)، مسجد جامع (متعلّق به قرن نهم)، حمّام گلشن (متعلّق به دورة صفویه)، مسجد اکبریه (متعلّق به دورة قاجاریه در قرن سیزدهم)، پل خشتی (متعلّق به دورة صفویه)، بقاع محلّة اردوبازار (متعلّق به قرن یازدهم)، بقعة آقا امیرشهید (متعلّق به دورة صفویه)، بقعة محلّة گابنه (متعلّق به دورة سامانیان)، بقاع محلّات خمیرکلایه، کاروانسرابر، پرده‌سر، شعربافان و آقا سیدحسین، تالاب بین‌المللی امیرکلایه و … ازجمله جاذبه‌های طبیعی و تاریخی ـ مذهبی لاهیجان به‌شمار می‌آیند. مهم‌ترین سوغات شهر لاهیجان، « کلوچه » است که با سابقه‌ای بسیار طولانی شهرت زیادی یافته و اغلب مسافران، آن را به‌عنوان ره‌آورد سفر گیلان با خود همراه می‌برند.
    هم‌اینک شهرستان لاهیجان با وسعت 3/584 کیلومترمربع، جمعیت 159013 نفر، 37 درصد شهرنشین، دارای 2 شهر لاهیجان و رودبنه، 2 بخش مرکزی و رودبنه، 7 دهستان آهندان، بازکیاگوراب، رودبنه، شیرجوپشت، لفمجان، لیالستان و لیل و 183 پارچه آبادی می باشد. شهر لاهیجان نیز بالغ بر 59 هزارنفر جمعیت دارد.

    محلاّت لاهیجان
    لاهیجان امروز چون دیگر شهرهای دیرین ایران، پهنه‌ای است آمیخته از دیروز و امروز. امروز در بخش جنوب‌شرقی در پای شیخان‌ کوه (شیطان کوه) خود را می‌نمایاند و دیروز در محلّه‌هایی که نامشان یادآور روزگارانی است که لاهیجان، تختگاه فرمانروایان بیه‌پیش بود. برخی از محلّات لاهیجان بر پایة حرفة افراد آن نامگذاری شده است، همانند: میدان و شعربافان و خمیرکلایه و گابنه. و برخی بر پایة نزدیکی به عوارض جغرافیایی همانند پُرده‌سر. و برخی بر پایة نزدیکی به زیارتگاه‌ها برپا شده‌اند و نام گرفته‌اند، همانند: امیرشهید.

    محلاّت اصلی لاهیجان
    1- میدان: مهم‌ترین محلّة شهر لاهیجان، محلّة میدان بوده و هست. این میدان در میانة جنوبی شهر جای دارد و از دیرزمان محلّ بازرگانان بوده است. این محلّ در سابق، محلّة اعیان‌نشین و محلّة امراء بوده، در این محلّه دو قلعه وجود داشت. این محلّه دارای میدانی بوده که بیشتر دکان‌ها و کاروانسراها در این محلّه وجود داشته است. در این محلّه یکی از معتبرترین زیارتگاه‌های شهر، یعنی چهارپادشاهان قرار دارد که مزار چهار تن از بزرگان کیایی لاهیجان است: سید خورکیا، سیدعلی حسینی، سیدرضا حسینی، سیدرضی کیا و البتّه چندتن دیگر از سادات کیایی.
    مسجد جامع و حمّام گلشن و یک مدرسة علمیه در این محلّه واقع شده است و منطقة تکیه‌بر و جواهرپشته را نیز دربر دارد. در سفرنامة “میرزا حسین فراهانی” (سال 1303 هـ.ق) می‌نویسد: «این محلّه مشتمل بر 440 باب خانه و 1700 نفر نفوس است.»
    2- شَعربافان: محلّه‌ای است در جنوب‌شرقی لاهیجان و به‌نام شعرباف محلّه نیز معروف است و در سابق به‌نام کوهستانکی معروف بوده است. این ناحیه، محلّة بافندگان و نسّاجان بود و حدود چهارهزار و اندی چرخ‌های ابریشم‌کشی و دستگاه‌های بافت پارچه‌های ابریشمی در این محلّه دائر بود. و چون ابریشم را شَعر نیز گویند، بدان سبب این محلّه را شَعرباف محلّه می‌گفتند، ولی امروزه اثری از آن در این محلّه دیده نمی‌شود.
    “رابینو” دربارة این محلّه می‌گوید: « در این محلّه 250 خانه وجود دارد و ساکنین این محلّه، جعفری هستند. مقبرة آقا سیدمحمّد یمنی در این ناحیه است. یک مدرسه و مسجد آقا سیدحسین و دو مقبره که یکی به‌نام سورم علی معروف است، و مقبرة تاج‌الدین مُقری نیز در این محلّه واقع است. یکی از گورستان‌های عمومی و مهمّ شهر نیز در مجاورت آرامگاه سیدمحمّد یمنی در این محلّه قرار گرفته است. » در سفرنامة “میرزا حسین فراهانی” دربارة این محلّه می‌نویسد: « سابقاً چند کارخانة شَعربافی در این بلد بود و همه قسم پارچه‌های ابریشم می‌بافتند و به اطراف می‌بردند و محلّه‌ای از محلّات لاهیجان که موسوم به محلّة شعربافان است، اهالی آن بیشتر شعرباف و صاحب کارخانه و با مکنت و ثروت بوده‌اند. و اینک (سال 1303 هـ.ق) شعربافی به‌کلّی متروک شده است. » او می‌نویسد: « سکنة این محلّه حدود 1100 نفر و مشتمل بر 180 باب خانه است. »
    3- خمیرکلایه: به این محلّه به لهجة محلّی، خومرکلایه گفته می‌شود و “رابینو” آن را خرماکلایه نوشته است. این محلّه در شمال‌غربی شهر لاهیجان قرار دارد و خانة حاکم شهر و اطرافیانش در این محلّه بود. نام این محلّه برگرفته است از خمیر و کلایه.
    کلایه یا کُلا و یا کَل به معنای پهنه‌ای است جاگرفته در گستره‌ای پهناور که پسوند بسیاری از مکان‌ها در شرق گیلان است. واژة خمیر به معنای آرد آمیخته با آب است که از آن نان می‌پزند. برخی برآنند که نانوایی‌های بسیاری در این محلّه وجود داشته است، و برخی دیگر برآنند که کلمة خومر به معنای سفالگر است و با نگرشی به ساختمان‌های شهر، سبب نامگذاری را می‌توان یافت.
    “رابینو” می‌نویسد: این محلّه با 250 خانه به غریب‌آباد معروف است. سه مسجد در این محلّه وجود دارد. یکی از آن‌ها به‌نام سلیمانیه موسوم است و مدرسه‌ای هم بدان ضمیمه است. این محلّه دارای زیارتگاهی به‌نام آقا سیدعلی کیاسلیمانیه و آقا سیداسمعیل و آقا سیدمحمّد رشیدبن موسی‌الکاظم می‌باشد. در سفرنامة “میرزاحسین فراهانی” نوشته است: « این محلّه مشتمل بر 184 باب خانه و 1350 نفر نفوس است. »
    4- اردوبازار: محلّه‌ای است در میانة شمالی شهر و سابقاً به‌نام قلعه یا قصر معروف بود. این قلعه در سال 914 هـ.ق به‌وسیلة سپاهیان امیر حسام‌الدین فومنی ویران گردید و سلطان احمدخان در تجدید بنای آن دو سال وقت صرف نمود. در سال 1000 هـ.ق شاه عباس پس از ورود به لاهیجان در آن محلّه اقامت گزید و اردوی همراهان و سپاهیان خود را در آن برپا داشت. از آن پس نام قلعه به‌تدریج به اردو بازار تغییر یافت. آن قصر مدّت مدیدی به‌وسیلة حاکم بیه‌پیش صفویان اشغال شده بود و کسی از ویرانی آن به‌درستی آگاه نیست و چند تپّه و آجرهایی که در آن‌جا تا مدّت‌ها وجود داشت، محلّ آن قصر را نمایان می‌ساخت.
    “رابینو” می‌نویسد: « اردو بازار دارای 300 خانه و دو زیارتگاه است. » بقاع متبرّکة آقا میرشمس‌الدین‌بن موسی‌الکاظم(ع) که مدرسه‌ای نیز بدان ضمیمه بود، به‌نام مدرسة صادقیه و بقعة حسن بیگدشت (بیگم‌ آباد)، آقا میرصادق، چهل گیسو و انبار آباد و آقا سیدرسول در این محلّه وجود دارد و این محلّه دارای سه مسجد به‌نام‌های پاشویان و مسجد بیگم‌آباد و مسجد امیرشهید می‌باشد. “میرزا حسین فراهانی” می‌نویسد: « این محلّه مشتمل بر 190 باب خانه و 1300 نفر نفوس بوده است. »
    5- گابنه: این محلّه در جنوب‌غربی لاهیجان جای دارد. برخی را اعتقاد بر آن است که این نام از پیوند دو واژة گاه به معنای جای و بَنه به معنای زمین کشاورزی پدید آمده است. این محلّه در روزگاران گذشته، کشتگاه سبزی‌های خوردنی و محلّ پرورش دام بوده است. ولی برخی دیگر را اعتقاد بر آن است که این نام از پیوند دو واژة گاو و بنه پدید آمده است (به‌تدریج به حالت مخفّف گابنه تغییر یافته است) و در مکالمات عمومی نیز گاوبنه گفته می‌شود. یعنی محلّی که زیر سمّ گاوان است. در گذشته‌های دور احتمالاً در زمان سامانیان در این محلّه احشام زیادی به‌صورت دامداری متمرکز نگهداشته می‌شده است. بقاع متبرکة آقا پیرعلی و آقا میرابراهیم و مسجد اکبریه و مسجد آقا و مسجد آقا پیرعلی نیز در این محلّه است. رابینو می‌نویسد: در این محلّه 500 خانه وجود داشت. “میرزا حسین فراهانی” می‌نویسد: « این محلّه مشتمل بر 175 باب خانه و 1280 نفر نفوس است. »
    6- پُرده‌سر: این محلّه در جنوب‌غربی لاهیجان واقع شده است و این نام ترکیبی است از دو واژة «پُرد» که در گیلکی به نام «پُل» است و «سَر» که به معنای «کنار» است و این ترکیب، معنای «سرِ پُل» است. چون این محلّه در کنار رودخانة لاهیجان قرار دارد و پُلی تخته‌ای روی این رودخانه بوده است و بعدها به‌صورت پُلی خشتی ساخته شد که معروف به «خشت پُل» است.
    در این محلّه زیارتگاه ملّا عقیل و آقا سیدابراهیم و مقبرة آقا سیدمرتضی و دو مسجد وجود دارد. مضافاً به این‌که در جوار مقبرة آقا سیدمرتضی دومین گورستان شهر قرار گرفته است. “میرزا حسین فراهانی” می‌نویسد: « این محلّه مشتمل بر 130 باب خانه و 750 نفر نفوس است. »
    7- کاروانسرابر: این محلّه در پارة غربی شهر لاهیجان قرار دارد. این محلّه به دلیل مجاورت با مهمترین کاروانسرای مهمّ شهر در دوران قدیم به نام فعلی کاروانسرابر، یعنی محلّی که در بر کاروانسرا قرار دارد، نامیده شده است. بقعة آقا سیدجمال‌الدین اشرف بن موسی‌الکاظم در این محلّه واقع شده است و به‌واسطة همجواری این محلّه با پرده‌سر، گاهی این دو محلّه را با هم نام می‌برند. “میرزا حسین فراهانی” می‌نویسد: « این محلّه مشتمل بر 75 باب خانه و 500 نفر نفوس است. »

    محلاّت فرعی لاهیجان
    محلّات فرعی شهر لاهیجان عبارتند از:
    1- جیرسر در قسمت شمالی شهر.
    2- غریب آباد در قسمت شمالی شهر.
    3- حسن بیگدشت در شمال غربی لاهیجان.
    4- نخجیرکلایه در شمال شرقی شهر.
    5- حاجی آباد در غرب لاهیجان.
    6- امیر شهید در شمال غربی لاهیجان.
    7- آسور ملی در میان محلّه‌های خمیرکلایه و کاروانسرابر.
    8- جواهرپشته در محلّة میدان و میانة شهر.
    9- آقا سیدمحمّد یمنی در جنوب شهر.
    10- کُرد محلّه (محلّة ترک‌های مهاجر) در جنوب میانة شهر.
    11- کوبیجار در جنوب شرقی شهر.
    12- محلّة نمک آیی در جنوبی‌ترین پارة شهر.
    13- کوی زمانی در جنوب شهر.
    14- محلّة استخر، محلّه‌ای است نوساز که بر سینة غربی شاه نشین کوه (شیطان کوه، شیخان کوه) جای گرفته است.


    نظرات( 0)
    ارسال به
    نان تمیجان
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    نان تمیجان
    تمیجان، از روستاهای تاریخی بخش مرکزی شهرستان رودسر و دارای پل خشتی تمیجان می‌باشد.
    تمیجان، همچنین نام نان محلی گیلان بوده و در گویش گیلکی بر گرفته از سه واژه تو+می+جان به معنی تو جان منی برگرفته شده است؛ و به لحاظ خوشمزگی آن می‌باشد که از آرد برنج مرغوب و محلی گیلان تهیه می‌شود.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    آقا سید محمد(آخوند مزار) آستانه اشرفیه
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    آقا سید محمد(آخوند مزار) آستانه اشرفیه
    آقا سید محمد برادر حضرت امام موسی کاظم (ع) و فرزند امام جعفر صادق و عموی آقا سید جلال الدین اشرف است.
    سید محمد چنان که در جنگ نامه آمده است در عصر به قدرت رسیدن نعمان( 205 – 204 ) در شهر قم در کنج عبادت بود چون عرصه به سادات شیعیان تنگ شد پیش او آمدند و پیشهاد کردند که رهبری نهضتی را بپذیرد اما او قبول نکرد .

    عکس از:http://lahig.persianblog.ir


    نظرات( 14)
    ارسال به
    گمج كباب ( غذای گیلانی )
    جمعه 29 دی 1391 | نوع مطلب :غذاهای محلی استان گیلان ،غذاهای محلی لاهیجان ،
    نویسنده: علی علیزاده |
    مواد لازم :
    گوشت تكه ای= نیم كیلو
    پیاز =3 عدد
    جعفری سائیده شده= نیم كیلو
    انار ترش سائیده شده= به میزان لازم
    آب= 1 لیوان
    نمك و فلفل و زردچوبه و روغن= به میزان لازم
    دستور تهیه:
    گوشت را با پیاز رنده شده و فلفل و زردچوبه و جعفری سائیده شده و كمی آب و 1 قاشق روغن روی شعله ملایم می پزیم ، در حین پخت به غذا سر میزنیم اگر آبش كم بود اضافه می كنیم . وقتی گوشت كاملا پخت آب انار ترش یا انار ترش سائیده شده و نمك را اضافه می كنیم و صبر می كنیم تا خورش جا بیفتد .
    غذای گیلانی نوش جانتان


    نظرات( 0)
    ارسال به
    تحقیق آشنایی با شهرستان لاهیجان 2
    جمعه 29 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |
    آشنایی با شهرستان لاهیجان
    لاهیجان که دارای لقب پایتخت گردشگری جهان اسلام است ، مرکز شهرستان لاهیجان، بزرگترین شهر شرق استان گیلان و ۱۰۹ مین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در ناحیه کوهپایه‌ای قرار دارد و تپه‌ماهورهای آن را بوته‌های چای پوشانده‌است. این شهر در شرق سفیدرود و در ارتفاع ۴ متری قرار دارد. این شهر در سال ۲۰۰۶ با ۷۱،۸۷۱ نفر جمعیت سومین شهر پرجمعیت گیلان (پس از رشت و انزلی) بود، گرچه زمانی شهر اصلی و مرکز اداری (دارالملک) کل ایالت و پایتخت تاریخی بیه پیش بود.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    آشنایی با جاذبه‌های گردشگری لاهیجان و گیلان
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    آشنایی با جاذبه‌های گردشگری لاهیجان و گیلان

    لاهیجان یکی از شهرهای دیدنی و با جاذبه‌های فراوان گردشگری استان گیلان است و در شمال دیلمان قرار دارد

    منطقه لاهیجان از شمال به دریای خزر، از شرق به لنگرود، از جنوب به دیلمان، از جنوب غربی به سیاهکل و از غرب به آستانه اشرفیه محدود می‌شود. موقعیت جغرافیایی این شهر در ناحیه کوهپایه‌ای قرار دارد و تپه‌ماهورهای آن را بوته‌های چای پوشانده‌است.

    لاهیجان معروف به عروس شهرهای گیلان دارای چشم اندازها و جاذبه‌های طبیعی بسیار زیبا می‌باشد که همجواری شهر با یکی از زیباترین کوه‌های منطقه و دسترسی آسان به آن با چشم اندازهای کوهپایه‌ای شامل باغ‌های سرسبز چای و مزارع برنج و چشمه‌های متعدد آن در سطح ملی و حتی فراملی در بخش گردشگری سرآمد است.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    خلفه نون
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    خلفه نون
    پیشاپیش عید نوروز باستانی را به تمام هموطنان عزیز بویژه گیلانیها و همشهریان لاهیجی تبریک میگویم . یکی از نانهای محلی که روز سیزده بدر در پای شیطان کوه لاهیجان طرفداران زیادی دارد ،نان خلفه است . من همیشه عاشق این نانها هستم. در این بارهمطالبی تهیه کردم که امیوارم بپسندید. در آینده مطالبی در باره سایر نانهای محلی مانند لاسو نان و نان تمیجان که در روستای یوسفده نیز پخته می شود خواهم نوشت.

    اگر این نان خلفه نداشته باشد به آن کدو نان گفته می شود.

    ادامه مطلب

    نظرات( 0)
    ارسال به
    محلات لاهیجان (3)
    چهارشنبه 27 دی 1391
    نویسنده: علی علیزاده |

    نگاهی به شهرستان لاهیجان

    لاهیجان از زیباترین شهرهای گیلان، بلکه ایران است. موقعیت جغرافیایی این شهر در ناحیة پایکوهی که تپّه‌ماهورهای آن را بوته‌های همیشه‌سبز چای، در ردیف‌کاری‌های منظّم هندسی پوشانده است، همراه با معماری زیبا و خانه‌های ویلایی با سقف‌های سفالی و رنگ‌آمیزی سفید، جلوة زیبایی به سیمای شهر بخشیده است. به عبارت دیگر، در لاهیجان، زیبایی‌های طبیعت و …

    شهرسازی همدیگر را تکمیل کرده‌اند.
    شهرستان لاهیجان در ناحیة شرقی استان گیلان واقع شده است و از شمال به دریای خزر، از جنوب به شهرستان رودبار، از شرق به شهرستان‌های لنگـرود و رودسر، و از غرب به شهرستان‌های آستانه اشرفیه و رشت محـدود می‌شود. این شهرستان، سرزمینی هموار و جلگه‌ای است که حاصل رسوبات به‌جامانده از رودهای گیلان می‌باشد. جلگة لاهیجان به علّت زیبایی و قدرت حاصلخیزی اراضی و وجود فرآورده‌های کشاورزی و منابع اقتصادی، در بین دیگر شهرهای استان اهمیت خاصّی دارد. هموارترین نقطة این سرزمین، در قسمت‌های شمالی مجاور دریاست و هرچه از شمال به طرف جنوب پیش رویم، بر ارتفاع آن افزوده می‌شود. قسمتی از رشته‌کوه البرز، ناحیة بزرگی از جنوب این شهرستان را شامل می‌گردد و مهم‌ترین رودخانة جاری در آن « پرده‌سر » است.
    شهرستان لاهیجان دارای دو ناحیة عمدة جغرافیاییِ جلگه‌ای و کوهستانی است. در ناحیة جلگه‌ای، نوار باریک ساحلی و در ناحیة کوهستانی، محدوده‌های کوهپایه‌ای، جنگلی و مرتعی در ارتفاعات مختلف به چشم می‌خورد. آب‌وهوای نواحی ساحلی و جلگه‌ای شهرستان لاهیجان، مرطوب و در فصول مختلف دارای شرایط خیلی مطلوب می باشد و در کوهستان، نیمـه‌‌مرطوب و دارای شرایط متوسط است. میـزان بارنـدگی در شهرستـان لاهیجان، سالانـه 1000 تـا 1400 میلی‌متر می‌باشد. کشاورزی (کشت چای، برنج، حبوبات، درختان میوه، کنف و درخت توت)، پرورش کرم ابریشم و همچنین صید ماهی و شکار، فعالیت‌های اقتصادی این منطقه را تشکیل می‌دهد. متأسِفانه در سال‌های اخیر، باغ‌های توت تبدیل به مزارع و نقاط مسکونی و گاهی مخروبه گردیده است. کشت کنف نیز کم‌کم از رونق افتاده و اکنون کمتر کسی حاضر به کشت این محصول کشاورزی می‌باشد؛ زیرا برداشت کنف، زحمت زیادی را دربر دارد و با توجه به پایین‌بودن بهای آن، دهقانان رغبتی به کشت آن ندارند. لاهیجان، مهم‌ترین مرکز کشت و تولید چای ایران به‌شمار می‌رود و این موقعیت را تاکنون با فعالیتی چشمگیر حفظ کرده ‌است؛ به‌طوری‌که از کلّ زمین‌های زیر کشت چای در گیلان (30297 هکتار)، حدود 6000 هکتارِ آن در لاهیجان می‌باشد. کشت این محصول برای نخستین‌بار در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار، به‌وسیلة حاج محمِدحسین اصفهانی در ایران متداول گشت، ولی رواج چندانی نیافت، تا این‌که در سال 1319 هجری‌قمری با پشتکار محمِدمیرزای چایکار، معروف به کاشف‌السلطنه، کشت آن متداول شد و اولین مزارع چای در لاهیجان آمادة بهره‌برداری گردید. با توجه به تعداد زیاد کارخانه‌های چای‌سازی در لاهیجان، این شهر را می‌توان یک شهر کشاورزی ـ صنعتی دانست. دامپروری در این شهرستان، به‌صورت یکجانشینی است و روستاییان علاوه بر کار کشاورزی، اقدام به نگهداری تعدادی دام می‌نمایند، که در درجة اول از فرآورده‌های آن استفاده نموده، مازاد آن را برای فروش به شهر می‌آورند.
    ساختمان‌های قدیم لاهیجان اغلب به سبک معماری دورة صفویه است. دیوارهای قطور با ارتفاعی قریب به پنج متر و کوچه‌های پیچ‌درپیچ، نموداری از نمای شهر در گذشته می‌باشد. اغلب خانه‌های شهر به صورت شرقی ـ غربی ساخته می‌شود و کمتر خانه‌ای را می‌توان در جهت شمالی ـ جنوبی مشاهده‌نمود، که علّت آن، تأثیر عوامل جغرافیایی از قبیل رطوبت، گرما و باد است. لاهیجان از نظر سابقة شهری قدمت زیادی دارد و قبل از رشت، مرکز ایالت گیلان بوده است. علاوه بر آن، حتّی پس از این‌که رشت از دورة صفویه اهمیت یافت، باز هم لاهیجان به دلیل سوابق تاریخی و موقعیت جغرافیایی، مرکز گیلان « بیه‌پیش » باقی‌ماند. اهمیت لاهیجان به‌عنوان یک شهر توریستی علاوه بر زیبایی‌های طبیعی آن، چشم‌اندازهای زراعیِ باغ‌های چای است.
    این شهر نیز همانند دیگر شهرهای گیلان، از گزند بلاهای طبیعی و غارت‌ها و آتش‌سوزی‌ها به‌دور نمانده‌ است. در سال 706 هجری‌قمری، اولجایتو این شهر را اشغال کرد و در سال 890 هجری‌قمری، زلزله شهر را ویران ساخت. حکّامِ دو قسمت گیلان در طرفین رودخانة سفیدرود پیوسته با هم در جدال بودند؛ بخش شرقی با مرکزیت لاهیجان و بخش غربی با مرکزیت فومن، در هر فرصتی که دست می‌داد، برای کسب قدرت و تاراج شهرهای یکدیگر، رقابت‌های خونینی با هم داشتند که صفحات تاریخ گیلان از منازعات آنان رنگین شده‌است، به‌طوری‌که در فاصلة سال‌های 908 تا 914 هجری‌قمری، پیش از این‌که قدرت حکومت صفوی در گیلان تثبیت شود، شهر به دفعات از طرف حکّامِ گیلان « بیه‌پس » غارت شد. پس از آن، حریق سال 1058 هجری‌قمری و زلزلة سال 1088 هجری‌قمری، خرابی‌های زیادی در شهر به‌بار آورد. در سال 1246 هجری‌قمری، طاعون در لاهیجان کشتار زیادی برجای گذاشت و باز هم آتش‌سوزی سال 1258 هجری‌قمری، شهر را از هستی ساقط کرد.
    « رابینو » وضعیت لاهیجان را در اوایل سدة میلادی اخیر به تفصیل توضیح داده ‌است. بر اساس نوشتة وی، لاهیجان دارای 7 محلّه، 2260 خانه، 11000 نفر جمعیت، 15 مسجد، 25 زیارتگاه، 4 مدرسه، 6 کاروانسرا، 3 بازار، 2 زورخانه، 300 دکان و تعداد زیادی حمِام بوده ‌است. توسعة شهر لاهیجان را در سدة اخیر باید مدیون کشت چای و رواج سریع آن در منطقه دانست. با توسعة این کشت، صنایع چای‌خشک‌کنی زیادی در لاهیجان پا گرفت و از این طریق، اقتصاد شهر به رونق گرایید.
    ناحیـة تاریخیِ « دیلمان » و منطقـة « کاکـو » در شهرستان لاهیجان واقع بـود که هـم‌اکنون جزء « سیاهکل » است، و بخش دیگر شهرستان لاهیجان، « آستانه » نام داشت که اکنون هر دو ناحیه، شهرستان شده‌اند. شهر لاهیجان، مرکز شهرستان، دارالملک « خان ‌احمدخان » بود و اولین ناحیه از گیلان است که به سال 1281 هجری‌شمسی، تخم چای در آن کشت شده و به حاصل نشسته است. شهرستان لاهیجان تا اواسط سال 1339 هجری‌شمسی، از سمت غرب تا حدِ شاهرود و ناحیة بابامنصوری ممتد بود و از جانب شرق، کلیة مناطق جلگه‌ای و کوهستانی تا حدِ رامسر را دربرمی‌گرفته، وسیع‌ترین شهرستان گیلان بوده ‌است. در سال 1339 هجری‌شمسی، شهرستان رودبار از شاهرود تا حدِ دیلمان از شهرستان لاهیجان منتزع، لنگرود و روستاهایِ مجاورش تا حدِ رودسر، و رودسر و روستاهایِ مجاورش تا حدِ رامسر، از شهرستان لاهیجان جدا و به نام شهرستان‌های رودبار، لنگرود و رودسر نام‌گذاری شدند. نام لاهیجان در جغرافیای عمومی « حدودالعالم » نیامده ‌است و چنین برمی‌آید که تا قرن چهارم هجری‌قمری، نام و نشانی نداشته است، امِا در یادداشت‌های « خواجه اصیل‌الدین محمِد زوزنی » به سال650 هجری‌قمری، نام لاهیجان آمده است؛ بدین شرح که اولین ناحیة شرقی گیلان، خطّة لاهیجان است و قوم آن، ناصری ‌مذهب هستند. « حمدالله مستوفی » نیز به سال 731 هجری‌قمری در باب بیستم از « نزهه القلوب » گوید: « … معظّم بلاد آن (گیلانات) لاهیجان و فومن است و … ». دوران نام‌برداریِ لاهیجان تا سال 1001 هجری‌قمری به‌عنوان یکی از دو دارالملک معتبر گیلان بوده ‌است. شهر لاهیجان در فاصلة سال‌های 45-36 هجری‌قمری، یکی از قرارگاه‌هایِ اشغالگران روسی بود و در فاصلة سال‌های 37-35 هجری‌قمری، مرکز فرماندهی کلّ قوای شرقی جنگل در شرق گیلان و شاهد حوادثی دیگر از پیکارهای نامنظّم بوده که در کوهستان‌هایش از جمله دیلمان روی می‌داده است.
    بعضی تاریخ‌نویسان اسلامی، بنای شهر لاهیجان را به نام « لاهج‌بن نوح » نسبت می‌دهند که افسانه‌ای بیش نیست. چنان‌که حتّی در قرن سوم هجری‌قمری، لاهیجان، منطقة شناخته‌شده‌ای نبود و بعدها رو به آبادی گذاشت و نام‌بردار شد. به نظر می‌رسد نام شهر لاهیجان، مرکّب از واژه‌های « لاه »، « ی نسبت »، « ج صامت میانجی » و « ان جمع » باشد، یعنی « لاه ی ج ان » یا « لاهی گان » یا منسوب به « لاه » که به معنی ابریشم است، زیرا آبادی‌های لاهیجان، یکی از مراکز مهم تولید پیله و ابریشم و تهیة دست‌بافت‌های ابریشمی بوده است. قومیت اهالی شهرستان لاهیجان، گیلک است و به زبان گیلکی با لهجة بیه‌پیش (شرق گیلان) و گویش لاهیجانی سخن می‌گویند.
    لاهیجان از نظر جذابیت توریستی، اهمیت زیادی دارد و سالانه پذیرای حدود 2 میلیون گردشگر می‌باشد. بلوار و جزیره و استخر قدیمی، شیطان‌کوه و بام‌سبز و آبشار مصنوعی، ایستگاه کشاورزی، بقعة شیخ زاهد گیلانی (متعلّق به دورة تیموریان)، مقبرة کاشف‌السلطنه و گنجینة تاریخ چای ایران، بقعة چهار پادشاهان (متعلّق به دورة کیائیان در قرن هشتم)، مسجد جامع (متعلّق به قرن نهم)، حمّام گلشن (متعلّق به دورة صفویه)، مسجد اکبریه (متعلّق به دورة قاجاریه در قرن سیزدهم)، پل خشتی (متعلّق به دورة صفویه)، بقاع محلّة اردوبازار (متعلّق به قرن یازدهم)، بقعة آقا امیرشهید (متعلّق به دورة صفویه)، بقعة محلّة گابنه (متعلّق به دورة سامانیان)، بقاع محلّات خمیرکلایه، کاروانسرابر، پرده‌سر، شعربافان و آقا سیدحسین، تالاب بین‌المللی امیرکلایه و … ازجمله جاذبه‌های طبیعی و تاریخی ـ مذهبی لاهیجان به‌شمار می‌آیند. مهم‌ترین سوغات شهر لاهیجان، « کلوچه » است که با سابقه‌ای بسیار طولانی شهرت زیادی یافته و اغلب مسافران، آن را به‌عنوان ره‌آورد سفر گیلان با خود همراه می‌برند.
    هم‌اینک شهرستان لاهیجان با وسعت 3/584 کیلومترمربع، جمعیت 159013 نفر، 37 درصد شهرنشین، دارای 2 شهر لاهیجان و رودبنه، 2 بخش مرکزی و رودبنه، 7 دهستان آهندان، بازکیاگوراب، رودبنه، شیرجوپشت، لفمجان، لیالستان و لیل و 183 پارچه آبادی می باشد. شهر لاهیجان نیز بالغ بر 59 هزارنفر جمعیت دارد.

    محلاّت لاهیجان
    لاهیجان امروز چون دیگر شهرهای دیرین ایران، پهنه‌ای است آمیخته از دیروز و امروز. امروز در بخش جنوب‌شرقی در پای شیخان‌ کوه (شیطان کوه) خود را می‌نمایاند و دیروز در محلّه‌هایی که نامشان یادآور روزگارانی است که لاهیجان، تختگاه فرمانروایان بیه‌پیش بود. برخی از محلّات لاهیجان بر پایة حرفة افراد آن نامگذاری شده است، همانند: میدان و شعربافان و خمیرکلایه و گابنه. و برخی بر پایة نزدیکی به عوارض جغرافیایی همانند پُرده‌سر. و برخی بر پایة نزدیکی به زیارتگاه‌ها برپا شده‌اند و نام گرفته‌اند، همانند: امیرشهید.

    محلاّت اصلی لاهیجان
    1- میدان: مهم‌ترین محلّة شهر لاهیجان، محلّة میدان بوده و هست. این میدان در میانة جنوبی شهر جای دارد و از دیرزمان محلّ بازرگانان بوده است. این محلّ در سابق، محلّة اعیان‌نشین و محلّة امراء بوده، در این محلّه دو قلعه وجود داشت. این محلّه دارای میدانی بوده که بیشتر دکان‌ها و کاروانسراها در این محلّه وجود داشته است. در این محلّه یکی از معتبرترین زیارتگاه‌های شهر، یعنی چهارپادشاهان قرار دارد که مزار چهار تن از بزرگان کیایی لاهیجان است: سید خورکیا، سیدعلی حسینی، سیدرضا حسینی، سیدرضی کیا و البتّه چندتن دیگر از سادات کیایی.
    مسجد جامع و حمّام گلشن و یک مدرسة علمیه در این محلّه واقع شده است و منطقة تکیه‌بر و جواهرپشته را نیز دربر دارد. در سفرنامة “میرزا حسین فراهانی” (سال 1303 هـ.ق) می‌نویسد: «این محلّه مشتمل بر 440 باب خانه و 1700 نفر نفوس است.»
    2- شَعربافان: محلّه‌ای است در جنوب‌شرقی لاهیجان و به‌نام شعرباف محلّه نیز معروف است و در سابق به‌نام کوهستانکی معروف بوده است. این ناحیه، محلّة بافندگان و نسّاجان بود و حدود چهارهزار و اندی چرخ‌های ابریشم‌کشی و دستگاه‌های بافت پارچه‌های ابریشمی در این محلّه دائر بود. و چون ابریشم را شَعر نیز گویند، بدان سبب این محلّه را شَعرباف محلّه می‌گفتند، ولی امروزه اثری از آن در این محلّه دیده نمی‌شود.
    “رابینو” دربارة این محلّه می‌گوید: « در این محلّه 250 خانه وجود دارد و ساکنین این محلّه، جعفری هستند. مقبرة آقا سیدمحمّد یمنی در این ناحیه است. یک مدرسه و مسجد آقا سیدحسین و دو مقبره که یکی به‌نام سورم علی معروف است، و مقبرة تاج‌الدین مُقری نیز در این محلّه واقع است. یکی از گورستان‌های عمومی و مهمّ شهر نیز در مجاورت آرامگاه سیدمحمّد یمنی در این محلّه قرار گرفته است. » در سفرنامة “میرزا حسین فراهانی” دربارة این محلّه می‌نویسد: « سابقاً چند کارخانة شَعربافی در این بلد بود و همه قسم پارچه‌های ابریشم می‌بافتند و به اطراف می‌بردند و محلّه‌ای از محلّات لاهیجان که موسوم به محلّة شعربافان است، اهالی آن بیشتر شعرباف و صاحب کارخانه و با مکنت و ثروت بوده‌اند. و اینک (سال 1303 هـ.ق) شعربافی به‌کلّی متروک شده است. » او می‌نویسد: « سکنة این محلّه حدود 1100 نفر و مشتمل بر 180 باب خانه است. »
    3- خمیرکلایه: به این محلّه به لهجة محلّی، خومرکلایه گفته می‌شود و “رابینو” آن را خرماکلایه نوشته است. این محلّه در شمال‌غربی شهر لاهیجان قرار دارد و خانة حاکم شهر و اطرافیانش در این محلّه بود. نام این محلّه برگرفته است از خمیر و کلایه.
    کلایه یا کُلا و یا کَل به معنای پهنه‌ای است جاگرفته در گستره‌ای پهناور که پسوند بسیاری از مکان‌ها در شرق گیلان است. واژة خمیر به معنای آرد آمیخته با آب است که از آن نان می‌پزند. برخی برآنند که نانوایی‌ه

  5. آقا لطفا لبتاب کلاس ششم شهیدکریمی رادرست کنید

  6. وطن ما سرمایه ی بزرگی است وباید ازآن حفاظت کنیم

  7. Vote -1 Vote +1جمعي از كار كنان رسمي كار گري بهزيستي استان ايلام

    جمعي از كار كنان رسمي كار گري ادرات دولتي استان ايلام نظير بهزيستي …. ……

    نامه اي به نمايندگان محترم مردم ايلام در مجلس شوراي اسلامي جناب آقايان دكتر احمد شوهاني حاج عمران علي محمدي دكتر علي محمد احمدي نماينده محترم مردم استان ايلام در مجلس شوراي اسلامي

    سلام عليكم

    احتراما به استحضار ميرساند كه طرح تبديل وضعيت كار كنان رسمي كار گري به رسمي كشوري يا پيماني در مورخ ۱۳۹۲/۹/۲۰روز چهارشنبه به تصويب نمايندگان محترم مجلس رسيده و طي شماره ۱۶۲ اعلام وصول گرديد و طرح فوريت دار شده و هم اكنون در كمسيون اجتماعي مجلس در دست بررسي است.

    انتظار ما كار كنان رسمي كار گري ادرات دولتي نظير بهزيستي استات ايلام از شما و ساير نمايندگان محترم مردم درخانه ملت آوردن طرح مذكور به صحن علني مجلس و با همت وتلاش شما عزيزان به تصويت نهايي رساند ن طرح تبد يل وضعيت كار كنان رسمي كار گري ادرات دولتي نظير بهزيستي به رسمي كشوري يا پيماني است ما كار كنان رسمي كار گري ادرات دولتي نظيربهزيستي از هر دو قانون استخدام محروم هستيم ۱- قانون خدمات كشور ۲- قانون كار محروم هستيم نه كار گر هستيم نه كار مند از هر دو قانون محروم هستيم در واقع ضرب المثل معروف شتر مرغ اميداست كه بتوانيد ماراه از اين مظلوميت نجات دهيد در پايان از كليه نمايندگان محترم مردم در مجلس شواري اسلامي در خواست كمك داريم كه باراي موافق خود طرح تبديل وضعيت كار كنان رسمي كار گري به رسمي كشوري يا پيماني به تصويب نهايي برسانند باكمال تشكر فراوان جمعي از كار كنان رسمي كر گري ادرات دولتي استان ايلام نظير بهزيستي ……..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.